حاضر جوابي...

می گویند: "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای به " البرت اینشتین " نوشت
که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و
هوش و نبوغ تو... چه محشری می شوند! آقای "اینشتین"در جواب نوشت: ممنون
از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می شود!
ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی
بزرگی بر پا می شود !

روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت
وگفت:آقای شاو ! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده
است برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله ! من هم هر وقت شما را می بینم
فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!

روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:«شما برای چی می نویسید
استاد؟» برنارد شاو جواب داد:«برای یک لقمه نان»نویسنده جوان برآشفت
که:«متاسفم!برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم!»وبرنارد شاو گفت:«عیبی
نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم!»

نانسى آستور - (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى
کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده
بود) - روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل (نخست وزیر پرآوازه وقت
انگلستان ) رو کرد و گفت: من اگر همسر شما بودم توى قهوه‌تان زهر
مى‌ریختم.
چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز): من هم اگـر شوهر شما بودم مى‌خوردمش

یگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته
… رد می شده… که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه…
 
بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن
… رقیبه می گه من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه…
 چرچیل در حالیکه خودش رو
کج می کرده
… می گه ولی من این کار رو می کنم

میخوام معجزه بخرم..!

وقتی سارا دخترك هشت ساله‌ای بود، شنید كه پدر و مادرش درباره برادر كوچكترش صحبت می‌كنند. فهمید كه برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی كارش را از دست داده بود و نمی‌توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید كه پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می‌تواند پسرمان را نجات دهد

سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت قلك كوچكش را در آورد. قلك را شكست، سكه‌ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط پنج دلار!


بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند كوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار كشید تا داروساز به او توجه كند ولی داروساز سرش شلوغ‌تر از آن بودكه متوجه بچه‌ای هشت ساله شود
دخترك پاهایش را به هم می‌زد و سرفه می‌كرد ولی داروساز توجهی نمی‌كرد. بالاخره حوصله سارا سر رفت و سكه‌ها را محكم روی شیشه پیشخوان ریخت.


داروساز جا خورد، رو به دخترك كرد و گفت: چه می‌خواهی؟
دخترك جواب داد:‌ برادرم خیلی مریض است، میخواهم معجزه بخرم.
داروساز با تعجب پرسید: ببخشید؟!

دخترك توضیح داد: برادر كوچك من، داخل سرش چیزی رفته و بابایم می‌گوید كه فقط معجزه می تواند او را نجات دهد. من میخواهم معجزه بخرم، قیمتش چند است؟!
داروساز گفت: متأسفم دختر جان، ولی ما اینجا معجزه نمی‌فروشیم.

چشمان دخترك پر از اشك شد و گفت: شما را به خدا، او خیلی مریض است، بابایم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است، من كجا می‌توانم معجزه بخرم؟


مردی كه گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت، از دخترك پرسید چقدر پول داری؟

دخترك پولها را كف دستش ریخت و به مرد نشان داد. مرد لبخندی زد و گفت: آه چه جالب، فكر می‌كنم این پول برای خرید معجزه برادرت كافی باشد!

بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت:‌ من میخواهم برادر و والدینت را ببینم، فكر می‌كنم معجزه برادرت پیش من باشد.

آن مرد دكتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیكاگو بود
فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرك با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت
پس از جراحی، پدر نزد دكتر رفت و گفت: از شما متشكرم، نجات پسرم یك معجزه واقعی بود. می‌خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت كنم؟

دكتر لبخندی زد و گفت:‌ فقط پنج دلار
 

آشنایی با برخی واژههای ایرانی !


آشنایی با برخی واژههای ایرانی !


محتویات این متن جهت آشنایی افراد غیر ایرانی با کلمات و واژه های ایرانی بوده و فاقد هرگونه ارزش دیگری‌ست! باید عرض کنیم که ممکن است برخی لغات دارای شکل املایی یکسان در ایران قدیم بوده اما خب ورژن جدیدش دیگه معنی سابق رو نمی‌ده !

عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود.

بیمه‌ عمر:
قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.

شناسنامه یا کارت ملی:
دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.

سریال:
فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.

تلفن همراه:
وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.

ایرانسل:
خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.

گرانی:
کلمه‌یی است زاده‌ی توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است!

آثار باستانی:
خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند.

خودپرداز:
دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.

اداره:
محلی که شما بعد از تنش‌ها و جدل‌های منزل در آنجا استراحت می‌کنید.

مجرم:
فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند.

تورم:
عددی بی‌خود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!

گارانتی:
یک اسم زیبا و خوش تلفظ است ولی در عمل مکافاتی بیش نیست.

تحقیق:
کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی.

مترو:
سونای بخار متحرک!

شب امتحان:
حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.

دانشجو:
دو طیف اند، یک طیف آخرش وزیر میشن بی برو برگرد ! طیف دیگه میدوند که قاطی فرار مغزها بشن، والا زندانی میشن چون همیشه معترضن.

بزرگراه:
نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین فحش‌های باناموسی و بدون آن!

رئیس:
فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است.

شهرداری: گرفتن رشوه، داشتن صدها پروژه‌های نیمه‌تمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح.

از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم:
تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه‌ی مردم.

سطل آشغال:
وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها.

مدرک تحصیلی:
کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد نمیخورد "مگر هنگام ا ز د و ا ج"

حراج:
اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.

و غیره (و ...):
نشانه‌ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می‌کنید، می‌دانید.

مشاور کیست ؟ و چگونه بشناسیم..

 

مشاور کیست ؟ و چگونه بشناسیم..

 

چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروكله ی یك اتومبیل جدید كروكی از میان گرد و غبار جادههای خاكی پیدا میشود. رانندهی آن اتومبیل كه یك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهای Gucci ، عینك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبیل بیرون آورد و پرسید: اگر من به تو بگویم كه دقیقا چند راس گوسفند داری، یكی از آنها را به من خواهی داد؟

 

 

چوپان نگاهی به جوان تازه به دوران رسیده و نگاهی به رمهاش كه به آرامی در حال چریدن بود، انداخت و با وقار خاصی جواب مثبت داد.

جوان، ماشین خود را در گوشهای پارك كرد و كامپیوتر Notebook خود را به سرعت از ماشین بیرون آورد، آن را به یك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه ی NASA روی اینترنت، جایی كه میتوانست سیستم جستجوی ماهوارهای ( GPS ) را فعال كند، شد. منطقه ی چراگاه را مشخص كرد، یك بانك اطلاعاتی با 60 صفحه ی كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پیچیدهی عملیاتی را وارد كامپیوتر كرد.

 

بالاخره 150 صفحه ی اطلاعات خروجی سیستم را توسط یك چاپگر مینیاتوری همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالی كه آنها را به چوپان میداد، گفت: شما در اینجا دقیقا 1586 گوسفند داری.

 

چوپان گفت: درست است. حالا همینطور كه قبلا توافق كردیم، میتوانی یكی از گوسفندها را ببری.

 

آنگاه به نظاره ی مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبیلش بود، پرداخت. وقتی كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقیقا به تو بگویم كه چه كاره هستی، گوسفند مرا پس خواهی داد

 

مرد جوان پاسخ داد: آری، چرا كه نه!

 

چوپان گفت: تو یك مشاور هستی.

 

مرد جوان گفت: راست میگویی، اما به من بگو كه این را از كجا حدس زدی؟

 

چوپان پاسخ داد: كار ساده ای است. بدون اینكه كسی از تو خواسته باشد، به اینجا آمدی. برای پاسخ دادن به سوالی كه خود من جواب آن را از قبل میدانستم، مزد خواستی. مضافا، اینكه هیچ چیز راجع به كسب و كار من نمیدانی، چون به جای گوسفند، سگ مرا برداشتی

سر انجام قصه ی چت

شدم با چت اسیر و مبتلایش***شبا پیغام می دادم از برایش

به من می گفت هیجده ساله هستم***تو اسمت را بگو، من هاله هستم

بگفتم اسم من هم هست فرهاد***ز دست عاشقی صد داد و بیداد

بگفت هاله ز موهای کمندش***کمـــان ِابــروان ، قــد بلنــدش

بگفت چشمان من خیلی فریباست***ز صورت هم نگو البته زیباست

ندیده عاشق زارش شدم من***اسیرش گشته بیمارش شدم من

ز بس هرشب به او چت می نمودم***به او من کم کم عادت می نمودم
در او دیدم تمام آرزوهام***که باشد همسر و امید فردام

برای دیدنش بی تاب بودم***ز فکرش بی خور و بی خواب بودم

به خود گفتم که وقت آن رسیده***که بینم چهره ی آن نور دیده

به او گفتم که قصدم دیدن توست***زمان دیدن و بوییدن توست

ز رویارویی ام او طفره می رفت***هراسان بود او از دیدنم سخت

خلاصه راضی اش کردم به اجبار***گرفتم روز بعدش وقت دیدار

رسید از راه، وقت و روز موعود***زدم از خانه بیرون اندکی زود

چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت***تو گویی اژدهایی بر من آویخت

به جای هاله ی ناز و فریبا***بدیدم زشت رویی بود آنجا

ندیدم من اثر از قـــد رعنـــا***کمـــان ِابــرو و چشم فریبـــا

مسن تر بود او از مادر من***بشد صد خاک عالم بر سر من

ز ترس و وحشتم از هوش رفتم***از آن ماتم کده مدهوش رفتم

به خود چون آمدم، دیدم که او نیست***دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست

به خود لعنت فرستادم که دیگر***نیابم با چت از بهر خود همسر

بگفتم سرگذشتم را به “شاعر”***به شعر آورد او هم آنچه بشنید

که تا گیرید از آن درسی به عبرت***سرانجامی نـدارد قصّه ی چت

خدا خر را آفرید و به اوگفت:

خدا خر را آفرید و به اوگفت:

.........................
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود ...تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا!من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من
عمری طولانی است.پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد
 ..................................

خدا سگ را آفرید و به او گفت:

تو نگهبان خانه انسان خواهی

بود و بهترین دوست و وفادارترین
یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که
به تو می دهند خواهی خورد و سی سال
زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی
بود.
سگ به خداوند پاسخ داد:
خداوندا!سی سال زندگی عمری
طولانی است.کاری کن من فقط پانزده
سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را
برآورد...

................................................
خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از
این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و
برای سرگرم کردن دیگران کارهای
جالب انجام خواهی داد و بیست سال
عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی
بود.
میمون به خداوند پاسخ داد:
بیست سال عمری طولانی است، من
می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند
آرزوی میمون را برآورده
کرد...

................................................
و
سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی.تنها
مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره
زمین.تو می توانی از هوش خودت
استفاده کنی و سروری همه موجودات
را برعهده بگیری و بر تمام جهان
تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر
خواهی کرد.
انسان گفت:سرورم!گرچه من
دوست دارم انسان باشم، اما بیست
سال مدت کمی برای زندگی است.آن سی
سالی که خر نخواست ، آن پانزده
سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که
میمون نخواست زندگی کند، به من
بده.
و
خداوند آرزوی انسان را برآورده
کرد...
و
از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست
سال مثل انسان زندگی می
کند!!!
و
پس از آن،ازدواج می کند و سی سال
مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می
کند ، و مثل خر بار می
برد
و
پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،
پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در
آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و
هرچه به او بدهند می
خورد...!!!
و
وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون
زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به
خانه آن دخترش می رود و سعی می کند
مثل میمون نوه هایش را سرگرم
کند

 

تعریف دختر از نظر استاد شیمی

 
 
 

 

نام عنصر : دختر

وزن اتمی : ۶/۵۳كیلوگرم در حالت استاندارد - اما دارای انواعی از ۴۰ تا ۲۰۰ كیلوگرم.

خواص فیزیكی

۱-شكل ظاهری : سطح آن معمولا با لایهای از مواد رنگی پوشیده شده است.

۲- نقطه جوش وانجماد: بی دلیل و ناگهانی جوش می آورد؛بی دلیل و ناگهانی منجمد می شود.

۳-مزه: در صورت كاربرد نادرست-به شدت تلخ است.

۴- تغییر پذیری: بی نهایت

۵- ضربه پذیری: صفر

خواص شیمیایی

۱- میل تركیبی شدیدی نسبت به طلا-نقره و مجموعه ای از سنگهای قیمتی دارد.

۲- مقادیر زیادی از مواد گران بها را جذب میكند.

۳- ممكن است بی دلیل و ناگهانی منفجر شود.

۴- بیشترین میزان اكسید كنندگی پول را دارد.

                                              کاربردهای معمولی
۱- در شرایط عادی خنثی است.

۲- در برخی موارد زینت است.

۳- از قوی ترین مواد پاك كننده است

 

ملاقات با خدا

ملاقات با خدا


ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند:

« امیلی عزیز،

عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم.

با عشق، خدا»

امیلی همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت، با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت: « من، که چیزی برای پذیرایی ندارم! » پس نگاهی به کیف پولش انداخت. او فقط ۵ دلار و ۴۰ سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید.

وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقیری را دید که از سرما می لرزیدند. مرد فقیر به امیلی گفت: « خانم، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. آیا امکان دارد به ما کمکی کنید؟ »

امیلی جواب داد:« متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را هم برای مهمانم خریده ام. »

مرد گفت:« بسیار خوب خانم، متشکرم» و بعد دستش را روی شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.

همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: « آقا، خانم، خواهش می کنم صبر کنید. » وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.

مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد. وقتی امیلی به خانه رسید، یک لحظه ناراحت شد چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همان طور که در را باز می کرد، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:

امیلی عزیز،
از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم
با عشق ، خدا

تلخ در قصابی

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد .

یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم .....

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش ..... همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟

پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: همينو گوشت بده نِنه .....

قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پونصد تومن فقط اّشغال گوشت مِشِه نِنه بدم؟

پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه!

قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن .....

اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟

جوون گفت اره ..... سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟

پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه ..... شیکم گشنه سَنگم مُخُوره .....

جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه ..... اینا رو برا بچه‌هام مي‌خام اّبگوشت بار بیذارم!

جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن .....

پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگرفته بُودی؟

جوون گفت: چرا

پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُوريم نِنه .....

بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.

راي انجام اين تست شما بايد ابتدا تمركز كنيد و سعي كنيد با آرامش و در محيطي بدون سر و صدا
به سوالات پاسخ دهيد . در ضمن سوالات را به دقت بخوانيد و جواب هايتان را بر روي كاغذي يادداشت
كنيد .شما براي پاسخ دادن به هر سوال مدت 5 تا 15 ثانيه فرصت داريد .


1- بعضي از ماهها 30 روز دارند بعضي 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگويد هر نيم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول ميکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتي با صداي زنگ ساعت از خواب بيدار شدم چند ساعت خوابيده بودم؟

4- عدد 30 را به نيم تقسيم کنيد وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنيد چه عددي به دست مي آيد؟

5- مزرعه داري 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هايش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برايش باقي مانده است؟

6- اگر تنها يک کبريت داشته باشيد و وارد يک اتاق سرد و تاريک شويد که در آن يک بخاري نفتي يک چراغ نفتي و يک شمع باشد اول کداميک را روشن ميکنيد؟

7- فردي خانه اي ساخته که هر چهار ديوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسي بزرگ به اين خانه نزديک ميشود اين خرس چه رنگي است؟

8- اگر 2 سيب از 3 سيب بردارين چند سيب داريد؟

9- حضرت موسي از هر حيوان چند تا با خود به کشتي برد؟

10- اگر اتوبوسي را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانيد و در نيشابور 5 مسافر را پياده کنيد و 7 مسافر جديد را سوار کنيد و در دامغان 8 مسافر پياده و 4 نفر را سوار کنيد و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسيد حالا نام راننده اتوبوس چيست؟
*
*
*
*
*
*
*
*
*


ارزيابي تستها براساس تعداد جوابهاي نادرست سطح هوش

اگر شما 7 غلط يا بيشتر داشته باشيد سطح هوشي شما در سطح دانش آموز دبستان و راهنمايي ميباشد .
6 تا دانش اموز دبيرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه
1 غلط سطح هوشي شما در سطح مديران ارشد ميباشد .
پاسخ تست ها :

1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند
2- يک ساعت (شما يک قرص را در ساعت 1 و ديگري را درساعت 1/5 و بعدي را در ساعت 2 مي خوريد)
3- ساعت کوکي نميتواند شب و روز را تشخيص دهد پس به اولين ساعت 9 که برسد زنگ ميزند که
ساعت 9 شب است
4- حاصل 70 است ( تقسيم بر نيم معادل ضرب در 2 است)
5- او 9 گوسفند خواهد داشت .
6- کبريت
7- سفيد چون خانه اي که هر چهار ديوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد بايد در نوک قطب جنوب باشد
8- همان 2 سيب
9- هيچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسي)
10- خوب خودتونيد ديگه( نام خودتان)

گزیده ای از مشهورترین بخشِ منشور کوروش کبیر

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

گزیده ای از مشهورترین بخشِ
منشور کوروش کبیر

( به مناسبت تحویل موقتی منشور به ایران )

 

منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهار گوشه جهان، پسر كمبوجیه، شاه بزرگ... نوه كوروش شاه بزرگ... نبیره چیش پیش، شاه بزرگ...
آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم، همه مردم گام هاى مرا با شادمانى پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریارى نشستم، مردوك خداى بزرگ دل هاى پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زیرا من او را ارجمند و گرامى داشتم.

ارتش بزرگ من به صلح و آرامى وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزارى به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلى بابل و جایگاه هاى مقدس اش قلب مرا تكان داد... من براى صلح كوشیدم. من برده دارى را برانداختم، به بدبختى آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداى خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم كه هیچ كس اهالى شهر را از هستى ساقط نكند.

مردوك خداى بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانى اش را ارزانى داشت. ما همگى شادمانه و در صلح و آشتى مقام بلندش را ستودیم...

من همه شهرهایى را كه ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایى كه بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهاى خود بازگرداندم. همه مردمانى كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاه هاى خود برگرداندم و خانه هاى ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگى فرا خواندم. همچنین پیكره خدایان سومر و اكد را كه نبونید بدون واهمه از خداى بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودى مردوك خداى بزرگ و به شادى و خرمى به نیایشگاه هاى خودشان بازگرداندم.

باشد دل ها شاد گردد. بشود، خدایانى كه آنان را به جایگاه هاى مقدس نخستین شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خداى بزرگ برایم زندگانى بلند خواستار باشند. بشود كه سخنان پربركت و نیكخواهانه برایم بیابند. بشود كه آنان به خداى من مردوك بگویند: "به كوروش شاه، پادشاهى كه تو را گرامى مى دارد و پسرش كمبوجیه، جایگاهى در "سراى سپند" ارزانى دار."

من براى همه مردم جامعه اى آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامى مردم اعطا كردم.

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

منشور حقوق بشر کوروش کبیر

 

کوروش، پادشاه بزرگ هخامنشی که به بیان برخی مفسرین از جمله علامه طباطبایی به احتمال زیاد همان "ذوالقرنین" (پادشاه ستوده شده در قرآن) است، منشوری مکتوب از خود به یادگار گذاشته و هم اکنون به عنوان نخستین منشور جهانی حقوق بشر شناخته می شود. این منشور را با هم می خوانیم :

 

" اینك كه به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و كشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می كنم :


كه تا روزی كه من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد ، دین و آیین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی كه زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد، هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند یا ننماید و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد.

من تا روزی كه پادشاه ایران و بابل و كشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسی به دیگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد.

از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند. من تا روزی كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید.

من تا روزی كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد ، وی را بكار وادارد. من امروز اعلام می كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر دینی را كه میل دارد ، بپرستد و در هر نقطه كه میل دارد سكونت كند ، مشروط بر اینكه در آنجا حق كسی را غضب ننماید و هر شغلی را كه میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو كه مایل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اینكه لطمه به حقوق دیگران نزند.

من اعلام می كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ كس را نباید به مناسبت تقصیری كه یكی از خویشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلی ممنوع است . و اگر یك فرد از خانواده یا طایفه ای مرتكب تقصیر میشود ، فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگران.

من تا روزی كه به یاری مزدا ، سلطنت می كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنیز بفروشند و حكام و زیر دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و كنیز بشوند و رسم بردگی باید به كلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند " .

 

درود بر کوروش کبیر که باعث افتخار ایران زمین و تمام آزاد اندیشان سراسر گیتی است

 

اعلام آمادگی خانوم ها برای شغلهای سخت

اعلام آمادگی خانوم ها برای شغلهای سخت


اگر فکر میکنی خانوم ها جز منشی گری و حسابداری کار دیگری بلد نیستند ، بهتر است بدانی که اشتباه میکنی.
همانطور که مردان جامعه هنگام عبور از کنارت داد میزند که چه شغلی دارند و چه کارهایی از دستشان بر می آید ؛ زنان هم.
ولی باید به دیده طالب بنگری.

برای نمونه:
در اولین نگاه به بعضی هاشان می شود فهمید که یک گریمور قهار هستند .

تعدادی هم آمادگی خود را برای گل لگد کردن اعلام کرده و به صورت سنبلیک چکمه های تمام ساق را به پا میکنند.

برخی ایده های نوعی در باره صرفه جویی در پوشاک دارند.

درصدی هم سیرک باز فوق العاده ای هستند که با کفش هایی که تنها به یک میخ باریک متصل هستند راه می روند.

بعضی نیز حشره کش خوبی اند . تنها کافیست از کنار موجود زنده ای عبور کنند تا بوی اسپریی که زده اند کار خودش را بکند.

بنا به تحقیقات بنده ، در آینده قرار هست خانم ها دیگر سنبل ها را کنار گذاشته و بصورت علنی کلنگ و اره و تبر و بیل و قلمو و کپسول بزرگ حاوی ددت و … حمل کنند.

امیدواریم در این عرصه هم موفق باشند

مرد چیست؟

سوال امتحانی :

مرد چیست؟ توضیح داده دست کم ۴ مثال بیاورید.(نمره ۱٫۲۵ )

جواب:

مرد موجودی است اغلب پشمالو ؛ به صورتش موکتی با اشکال گوناگون چسبیده است.

در خانه بیژامه ای راه راه به پا کرده و با عرق گیر داخل خانه می گردد.

از کله پاچه تغذیه می کند و ناپدید کننده قهار غذاهای جلویش است.

یک ابزار جارو مانند بالای لبهایش تعبیه شده که تصفیه کننده قوی غذاهای ورودی به دهان می باشد.

نصف مغزش از توپ فوتبال و نصف دیگرش از گچ ساخته شده.

بین لبهایش لوله ای در حال دود کردن است که نشان از بلوغ جسمی و فکری اش دارد.

از پاهایش گاز مسموم کننده ای متصاعد می شود که دوست و دشمن را بی رحمانه نقش زمین می کند.

سلاح دفاعی اش عبارتند از : صدای مهیب ، بشقابهای چینی هدیه شده توسط مادر زن و …

پایین سینه اش یک کوهان به شعاع ۱۰ الی ۵۰ سانتی متر رشد کرده که هنگام خواب تا ۷۰ سانتی متر افزایش می یابد.

موقعی که چشمانش بسته می شود ، چشمان بقیه باز میگردند. از دلایل اصلی این وضعیت ، گشایش دهان و استخراج غرش از آن می باشد.

مثال: زبل خان ، شیر فرهاد ، بامشاد و  پدر پسر شجاع

چند نکته جالب

اسم تمام قاره‌ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می‌یابد.

مقاوم‌ترین ماهیچه در بدن، زبان است.

کلمه «ماشین‌تحریر» (TYPEWRITER) طولانی‌ترین کلمه‌ای است که می‌توان با استفاده از حروف تنها یک ردیف کیبورد ساخت.


محال است که آرنج‌تان را بلیسید.

جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاک‌کن‌های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند.

پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.

نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است.

اکثر افراد در کمتر از 7 دقیقه خوابشان می‌برد!

56% افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند.

غیر ممکن است که بتوانی با چشمان باز، عطسه کنی!

ما در طول زندگی‌مان، 18 کیلو پوست می‌اندازیم.

یکی از شگفتی‌های ریاضی این است‌ که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب کنی، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321

«Dreamt» تنها کلمه‌ایست که در زبان انگلیسی با mt تمام می‌شود!!

تنها لغتی که در انگلیسی با تمام اصوات، پشت سر هم ادا می‌شود «subcontinental» می‌باشد.

لئو‌ناردو داوینچی می‌توانسته با یک دستش بنویسد و با دست دیگرش نقاشی کند!

فاصله بین مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است.

از دست دادن تنها 1% از آب بدن موجب تشنگی می شود.

زنان دو برابر مردان چشمک می زنند.

خورشید ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمین است!

حرف E بیشتر از تمام حروف انگلیسی، در کلمات بکار می‌رود در حالیکه حرف Q کمترین کاربرد را دارد!

کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است.

هر تکه کاغذ را نمی‌توان بیش از 9 بار تا کرد.

وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می‌نشیند، میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم می‌شود.

عدد 2520 را می‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسیم نمود، بدون آن‌که خارج قسمت کسری داشته باشد.

شیشه در ظاهر جامد به نظر می‌رسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت می‌کند.

در هر ثانیه بیش از 5000 بیلیون بیلیون الکترون به صفحه تلویزیون برخورد می‌کند و تصویری را که شما تماشا می‌کنید، بوجود می‌آورد.

شانس شبیه بودن دو اثر انگشت، یک به 64 میلیارد است.

تنها قسمت بدن که خون ندارد، قرنيۀ چشم است.


وصیت نامه داریوش هخامنشی

وصیت نامه داریوش هخامنشی
..
showimage.aspx?path=Files_Upload\1872.jpg&Width=170 

اینك كه من از دنیا می روم بیست پنج كشور جزو شاهنشاهی ایران است و در تمام این كشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن كشورها دارای احترام هستند و مردم آن كشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند. جانشین من خشایار باید مثل من در حفظ این كشورها بكوشد و راه نگهداری این كشورهااین است كه در امور داخلی آنها دخالت نكند و مذهب و شعایر آنهارا محترم بشمارد.

 

اكنون كه من از این دنیا می روم دوازده كرور زر در خزانه ی پادشاهی داری و این زر یكی از اركان پادشاهی تو می باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلكه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش كه تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینكه آن را بكاهی. من نمی گویم كه در مواقع ضروری از آن برداشت نكن زیرا قاعده ی این زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند اما در اولین فرصت آن چه بر داشتی به خزانه باز گردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش  را فراهم كن.

 

  ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف كشور هستم . من روش سا خت این انبارها را كه با سنگ ساخته می شوند و به شكل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شوند حشرات در آن به وجود نمی آیند و غله در این انبارها چند سال می ماند بدون اینكه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن این انبارها غله ادامه دهی تا اینكه همواره آذوقه ی دو یا سه سال كشور در آن موجود باشد و هر سال بعد از این كه غله ی جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین كسر خواروبار استفاده كن و غله جدید را بعد از اینكه بوجاری شد به انبار منتقل نما. به این ترتیب تو هگز برای آذوقه در این مملكت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال در این مملكت خشكسالی شود.

 

هرگز دوستان و ندیمان خود را به كارهای مملكتی نگمار. برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو كافیست. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به كارهای مملكتی بگماری و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده ی نا مشروع نمایند نخواهی توانست به مجازاتشان برسی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری كه رعایت دوست بنمایی.

 

آبراهی كه من میخواستم بین رود نیل و دریای سرخ  بوجود بیاورم هنوز به اتمام نر سیده و تمام كردن این آب راه از نظر بازرگانی و جنگ خیلی اهمیت دارد و تو باید آن آبراه را به اتمام برسانی. عوارض عبور كشتی ها از آبراه  نباید آن قدر سنگین باشد كه نا خدایان كشتی ترجیح  بدهند از آن عبور نكنند.

 

اكنون من سپاهی به سمت مصر فرستادم تا این كه در قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار كنند. ولی فرست نكردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این كار را به انجام برسانی. با یك ارتش نیرومند به یونان حمله كن و به یونان بفهمان كه پادشاه ایران قادر است مرتكبین فجا یع را تنبیه كند.

 

توصیه ی دیگر من به تو این است كه هر گز درو غ و تملق را به خود راه مده. چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند. پس بدون ترحم  دروغ را از خود دور نما. هرگز عمّال دیوان را بر مردم مسلط نكن. برای اینكه عمّال دیوان به مردم مسلط نشوند . برای مالیات قانونی وضع كرده ام كه تماس عمّال دیوان را با مردم كم كرده است و تو اگر این قانون را حفظ كنی. عمّال حكومت با مردم زیاد تماس نخوا هند داشت .

 

افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بد رفتاری نكن. اگر با آنها بد رفتاری كنی.آنها نخواهند توانست  معامله ی مقابل كنند. اما در میدان جنگ  تلا فی خواهند كرد. ولو به قیمت كشته شدن خودشان باشد . تلا فی آنها اینطور خواهد بود كه دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینكه وسیله ی شكست خوردن تو را فراهم نمایند.

 

امر آموزش كه من شروع كردم  ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینكه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر فهم و عقل آنها زیاد شود . تو با اطمینان بیشتر میتوانی سلطنت كنی . همواره حامی كیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نكن كه كه از كیش تو پیروی كند و پیوسته به خاطر داشته باش كه هر كس باید آزاد باشد كه هر كیش كه میل دارد پیروی نماید.

 

بعد از اینكه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه كفنی كه خود فراهم كرده ام . بر من پیچان و در تابوت سنگی قرارده و در قبر بگذار امّا قبرم را كه موجود است مسدود نكن تا هر زمان كه میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی كه من پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج كشور سلطنت كردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است كه بمیرد . خواه پادشاه بیست پنج كشور باشد یا یك خار كن. هیچ كس در این جهان باقی نمی ماند اگر تو در هر زمان كه فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی . غرور و خود خواهی بر تو غلبه نخواهد كرد. امّا وقتی مرگ خود را نزدیك دیدی بگو كه قبر مرا مسدود نمایند و وصیت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اینكه بتواند تابوت حاوی جسد تورا ببیند.

 

زنهار. زنهار . هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو . اگر از كسی ادعایی داری موافقت كن یك قاضی بی طرف آنرا مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر نماید. زیرا كسی كه مدعی ست. اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد كرد.

 

هرگز از آباد كردن دست بر ندار . زیرا اگر دست از آباد كردن برداری كشور تورو به ویرانی خواهد گذاشت . زیرا قاعده این است كه وقتی كشور آباد نمی شود  به طرف ویرانی میرود . در آباد كردن حفر قنات واحداث جاده و شهر سازی را در درجه اول قرار ده.

 

عفو و سخاوت را فرا موش نكن و بدان كه بعد از عدالت بر جسته ترین صفت پادشاهی عفو است و سخاوت . ولی عفو فقط موقعی باید بكار بیفتد كه كسی نسبت به تو خطایی كرده باشد و تو خطا كار را عفو كنی ظلم كرده ای . زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای . بیش از این چیز دیگری نمی گویم و این اظهارات را با حضور كسانی كه غیر از تو اینجا حاضر هستنند كردم تا اینكه بدانند قبل از مرگ من این توصیه را كرده ام و اینك بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می كنم كه مر گم نز دیك شده است. 

یادداشت های روزانه عزرائیل..

یادداشت های روزانه عزرائیل
..
..

...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شنبه:
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ام ولی مگه این مردم میذارن؟!

یکشنبه:

امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم.
8753 تصادفی ، 6893 اعدامی ، 9872 تزریقی ، 44596 ایدزی ، و یک نفر بالای 145 سال سن رو واسه خاطر یک آدم وقت نشناس از دست دادم ... برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد!

دوشنبه:

رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا. دور تختش اونقدر شلوغ بود که نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت برمیداشتن. هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش. اگه دیر تر رسیده بودم ممکن بود حتی روحشم ناقص کنن!
از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه.

سه شنبه:

مادره با دوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم، اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه.
دست اون یکی رو هم گرفتم، اما دیدم باز مادره داره یه جوری نگام میکنه. اومدم دست خودشم بگیرم، اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه. با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت. به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن.
منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود به درخت رو با خودم بردم. طرف اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده!

چهار شنبه:

خیلی عجله داشتم، اما وایستادم تا دعواشونو ببینم. چون جای دیگه کار داشتم خواستم برم، ولی دیدم یکیشون داره فحش بدبد میده. اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم: اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم!

پنج شنبه:

اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج، دیدم یه آقایی با دوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره.راستش ترسیدم بیفته. با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه. با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند تو دست من و جونش پرت شد پائین! باور کنید اصلا تو برنامم نبود ولی بالاخره پیش اومد.

جمعه:

بابا ولم کنید جمعه که تعطیله! میگن تو جمعه ها مرده ها هم آزادن، اونوقت خدا رو خوش میاد طفلکی من آزاد نباشم ؟

Miles away

 

  

I just woke up from a fuzzy dream

تازه از یه کابوش بیدار شدم
You never would believe the things that I have seen

هیچوقت باورت نمیشه که چه چیزایی تو خواب دیدم
I looked in the mirror, and I saw your face

رفتم دم آینه ولی در اینه صورت تورو دیدم
You looked right through me; you were miles away

داشتی بهم نگاه می کردی ولی مایلها ازم دور بودی

All my dreams, they fade away

تمام آرزوهام رخت بستن
I'll never be the same

و دیگه اون احساس قبلو نداشتم
If you could see me the way you see yourself

اگه به منم مثل خودت نگاه کنی
I can't pretend to be someone else

نمیتونم وانمود کنم که کس دیگه ای هستم

You always love me more
Miles away

تو همیشه از مایلها دورتر از من دوستم داری
I hear it in your voice when you're
Miles away

و وقتی مایلها از من دوری میتونم اینو تو صدات بشنوم
You're not afraid to tell me
Miles away

تو وقتی مایلها از من دور هستی نمیترسی که بهم بگی عاشقمی
I guess we're at our best when we're
Miles away

 

I just woke up from a fuzzy dream

تازه از یه کابوش بیدار شدم
You never would believe the things that I have seen

هیچوقت باورت نمیشه که چه چیزایی تو خواب دیدم
I looked in the mirror, and I saw your face

رفتم دم آینه ولی در اینه صورت تورو دیدم
You looked right through me; you were miles away

داشتی بهم نگاه می کردی ولی مایلها ازم دور بودی

All my dreams, they fade away

تمام آرزوهام رخت بستن
I'll never be the same

و دیگه اون احساس قبلو نداشتم
If you could see me the way you see yourself

اگه به منم مثل خودت نگاه کنی
I can't pretend to be someone else

نمیتونم وانمود کنم که کس دیگه ای هستم

You always love me more
Miles away

تو همیشه از مایلها دورتر از من دوستم داری
I hear it in your voice when you're
Miles away

و وقتی مایلها از من دوری میتونم اینو تو صدات بشنوم
You're not afraid to tell me
Miles away

تو وقتی مایلها از من دور هستی نمیترسی که بهم بگی عاشقمی
I guess we're at our best when we're
Miles away

فکرکنم وقتی مایلها از من دوری احساس بهتری نسبت به هم داریم 

 

o far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا

When no one's around, and I have you here

وقتی کسی دور و برمون نیست و فقط تو پیشمی
I begin to see the picture, it becomes so clear

شروع می کنم به دیدن یک عکس، عکسی که حالا داره شفاف تر میشه
You always have the biggest heart

تو همیشه قلب بزرگی داشتی
When we're six thousand miles apart

وقتی ما شش هزار مایل از هم دوریم

Too much of no sound

آفتابه لگن صد دست ولی شام و ناهار هیچی
Uncomfortable silence can be so loud

سکوتی نا خوشایند میتونه گوش آدمو کر کنه
Those three words are never enough

اون سه کلمع (تورو دوست دارم) هیچوقت کافی نیست
When it's long distance love

وقتی بین دو عاشق فاصله زیادی باشه

You always love me more
Miles away

تو همیشه از مایلها دورتر از من دوستم داری
I hear it in your voice when you're
Miles away

و وقتی مایلها از من دوری میتونم اینو تو صدات بشنوم
You're not afraid to tell me
Miles away

تو وقتی مایلها از من دور هستی نمیترسی که بهم بگی عاشقمی
I guess we're at our best when we're
Miles away

فکرکنم وقتی مایلها از من دوری احساس بهتری نسبت به هم داریم

So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا

I'm alright, don't be sorry, but it's true

من حالم خوبه، نگران من نباش، اما این حقیقت داره
When I'm gone, you realize

وقتی من برم، تازه متوجه میشی
That I'm the best thing to happen to you

که من بهترین چیزی هستم که میتونه تو زندگیت رخ بده

You always love me more
Miles away

تو همیشه از مایلها دورتر از من دوستم داری
I hear it in your voice when you're
Miles away

و وقتی مایلها از من دوری میتونم اینو تو صدات بشنوم
You're not afraid to tell me
Miles away

تو وقتی مایلها از من دور هستی نمیترسی که بهم بگی عاشقمی
I guess we're at our best when we're
Miles away

فکرکنم وقتی مایلها از من دوری احساس بهتری نسبت به هم داریم


You always love me more
Miles away

تو همیشه از مایلها دورتر از من دوستم داری
I hear it in your voice when you're
Miles away

و وقتی مایلها از من دوری میتونم اینو تو صدات بشنوم
You're not afraid to tell me
Miles away

تو وقتی مایلها از من دور هستی نمیترسی که بهم بگی عاشقمی
I guess we're at our best when we're
Miles away

فکرکنم وقتی مایلها از من دوری احساس بهتری نسبت به هم داریم

So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا

So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

اون دوردورا، اون دور دورا
So far away, so far away

احکام اسلامی چت کردن  **MADNESS**

احکام اسلامی چت کردن  **MADNESS**

 

* اگر مردی و زنی به قصد چت خصوصی وارد مسنجر شوند ،واجب است كه قبل از شروع چت ، صیغهء حلالیت مجازی بین آن دو جاری شود . این صیغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار می گیرد تا با كلیك به روی آن به صورت خودكارجاری گردد.

* كلیك كردن هر دو نفر مستحب است.

* بدیهی ایست كه این صیغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهوا و چه عمدا ، صیغه خود به خود فسخ می گردد.

* این نوع صیغه فقط مختص زنان بیوه می باشد.زنان بیوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجره چت یا بیشتر از آن نیستند.

* دختران و زنان متاهل فقط می توانند از صیغهءمجازی محرمیت استفاده كنند و حق استفاده از صیغهء مجازی حلالیت را ندارند ( چت درحد سلام و احوالپرسی و با درصد اروتیك كمتر) .

* صیغهء مجازی محرمیت ، همچون صیغهء مجازی حلالیت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهدگرفت.

* تمام احكام جاری شدن و فسخ این دو نوع صیغه یكسان میباشد.

* مردان متاهل حق باز كردن بیش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهءتوامان چت را ندارند.

* فرستادن هر نوع ایكون بعد از جاری شدن صیغه حلال می باشد.

* چنانچه ایكونی قبل از جاری شدن صیغه ارسال گردد ، این ایكون حرام زاده بوده و احكام ایكون های حرامزاده در مورد آن مصداق دارد.

* اگر به هر علت غیر ارادی ، مثل وقوع زلزله ، هنگ  كردن ناگهانی سیستم ، قطع شدن كانكشن یكی از دو طرف و قس الی الهذا ، ایكونی قبل از جاریشدن صیغه ارسال گردد ، احكام ایكون های حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است.

* بستن پنجرهء چت به اختیار مردان می باشد . چنانچه زنی قبل از مرداقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بیاورد . قبل از پایان عده ، حق چت با هیچ ذكور دیگری را ندارد.

* چنانچه زن متاهلی با یا بدون جاری شدن صیغهء مجازی حلالیت اقدام به چت با مردی بكند ، این چت به منزلهء زنای محصنهء مجازی بوده و حد سنگسار مجازی بر او لازم می گردد.

* اگر مردی اقدام به چت با زنی متاهل بنماید ، با علم به متاهل بودن زن ، حتی در صورت جاری شدن صیغهءمجازی حلالیت حد تعزیری شلاق اینترنتی بر اولازم می گردد.

* زنان و مردان مشمول صیغهء مجازی حلالیت ، در صورت چت كردن بدون جاری نمودن صیغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزیری شلاق اینترنیمحكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ه  فی النت بوده و اجرای حكم اعدام اینترنتی بر آنان لازم است

جملات كوتاه چارلی چاپلین - جملات عارفانه و فلسفي چارلی چاپلین -

اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم بیدار نشود و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود.

_____________________________________________________


ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و احتیاج و اراده نداری بازار نرو.

______________________________________________________


دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید.

______________________________________________________


خوشبختی فاصله اين بدبختی  تا بدبختی ديگر است.  

_____________________________

درباره پنتاگرام یا ستاره پنج پر

 
 
ستاره پنج‌پر یا پنتاگرام شکلی هندسی است که از پنج خط تشکیل شده و به شکل ستاره است.

کلمهٔ «پنتاگرام» از کلمهٔ یونانی πεντάγραμμον منشا گرفته‌است که به معنی پنج خط است.

پنتاگرم به عنوان سمبلی ارزشمند در یونان و بابل قدیم مورد استفاده قرار میگرفته، پنتاگرم دارای گرایش‌های جادویی نیز می‌باشد. بسیاری از کسانی که پیرو نوپگانیسم یا مهرپرستی هستند از این سمبل استفاده می‌کنند.

پنتاگرم ید طولایی در رابطه با سیاره ونوس (زهره)♀ دارد و آن را سمبل این سیاره می‌شمارند، سیاره زهره نماد مادینه مقدس است که در مسیحیت آن را مریم مجدلیه (که بعد از افشا گری‌ها کتاب راز داوینچی اثر دن براون بیشتر مرسوم شد) و در ایران باستان آناهیتا (که بعضی به صورت کلی آن را ننه یا ننه خاتون نیز مینامند)، و همچنین رابطه مستقیمی با فراماسونی‌ها یا شوالیه‌های معبد (Knights Templar) دارد که آنها نگه دارنده راز جام مقدس هستند) و همچنین سیاره ونوس هر هشت سال شکل ستاره پنج پر را می‌پیماید یعنی چرخشش چنین شکلی را به وجو می‌آورد.

اولین استفاده از ستاره پنج پر به پنج هزار سال پیش در بین‌النهرین در نزد سومریان بر میگردد. سومریان آن را به عنوان شکل تصویر (Pictogram) کلمه UB به معنی گوشه به کار میبردند. در شکل تصویر سومریان ستاره پنج پر در شماره ۳۰۶ بود، پنج گوشه ستاره پنج پر به معنی جوپیتر، عطارد، مریخ♂، ساترن، و زهره♀ است به معنی ملکه بهشت (Ishtar).

 

ادیان

در قرون وسطا مسیحی‌ها ستاره پنج پر را به عنوان طلسم ضد شیطان و عجوزه‌ها به کار میبردند ستاره پنج پر در زمانی نشانه شهر اورشلیم بوده‌است همچنین شیطان پرست‌ها نیز آن را با یک بز که ریشش در ضلع پایین گوش‌هایش در دو ضلع وسط و شاخش در دو ضلع بالا بود به کار میبرده‌اند.در نو پگانیسم نیز به عنوان سمبل اصلی شناخته شده‌است و به عنوان نشانه‌ای از پنج عنصر خاک،آب،باد،آتش و روح است

گاندي

گاندي مي گويد : هفت چيز انسان را هلاك مي كند :
1. سیاست بدون شرف
2. لذت بدون وجدان
3. پول بدون کار
4. شناخت بدون ارزش ها
5. تجارت بدون اخلاق
6. دانش بدون انسانیت
7. عبادت بدون فداکاری

 

- محبت نیرومندترین قدرتی است که جهان در اختیار خود دارد و در عین حال ساده ترین نیرویی است که بتوان تصور کرد.

- وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم وبه قضاوت درباره دیگران بنشینیم.ما باید تمام نیروی خویش را برای قضاوت در کار خودمان صرف کنیم و تا وقتی که حتی یک خطا در خود می بینیم حق نداریم که در کار مردم دیگر دخالت کنیم.

- من از گناه بدم می آید نه از گناهکار

 

نظر خواهی

یک نظر خواهی جالب :

از مردم دنيا سوالی پرسيده شد و نتيجه آن جالب بود سؤال از اين قرار بود :

نظر خودتان را راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد ؟

و جالب اينکه كسی جوابی نداد چون :

در آفريقا كسی نمی دانست غذا يعنی چه ؟

در آسيا كسی نمی دانست نظر يعنی چه ؟

در اروپای شرقی كسی نمی دانست صادقانه يعنی چه ؟

در اروپای غربی كسی نمی دانست کمبود يعنی چه ؟

و در آمريكا كسی نمی دانست سایر کشورها يعنی چه ؟

طنز

 

هدف از مخ زدن در گذر زمان ! ( طنز روز )


اصولاً مدرنيته خيلي چيز بديه چون همه چيز و تحت تأثير قرار داده حتي طرز تفکر مردم نسبت به مسائل!البته تاريخ نشون داده که مردان در هر دوره اي از تاريخ براي جلب توجه خانوم ها بايد يه بامبولي سر خودشون پياده مي کردند تا اين موجودات فتنه انگيز ولي در عين حال بسيار خوش خط و خال! يه نيم نگاهي بشون بندازن.اما با گذشت زمان اين خانوم ها که بشدت هم دمدمي مزاج بودند باعث شدن اين مرداي بدبخت براي اينکه روحيه تنوع طلبي زن ها ارضا بشه هي تيپ هاي مختلفي بزنن!خدا ميدونه در آينده چه جوري بايد باشيم تا اين زن ها و دخترا به ما گوشه چشمي نظر بندازند!!!در زير سير تکاملي روش هاي مخ زني در گذر تاريخ رو مشاهده مي نماييد:


در عصر حجر


در اين عصر چون هم زن و هم مرد زبون همديگه رو نمي فهميدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون ديگه نميشد با صحبت کردن و عزيزم ساعت چنده و ببخشيد مستقيم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزني.پس بايد با استفاده از ظاهر و عمليات محيرالعقول يه زن رو به دست ميوردي.از جمله روش هاي مخ زني اين دوره عبارت بودند از:


* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشينش شيکتر و با کلاس تر باشد گزينه هاي بهتري گيرش مياد!)


*داشتن پشم و پيلي در ناحيه سينه آقايون (نکته: پشم و پيلي نام يکي از عضو هاي بسيار مهم و حياتي در بدن مرد هاي قديم بود که نشانه مردانگي هم بود.)


*داشتن غار بزرگ تر


*داشتن لباس!(که اين يکي رو فقط مرفهان بي درد اون دوره داشتند)


هدف از مخ زني: بر اساس نقاشي هاي به دست آمده از روي غار ها انجام اين عمليات احتمالاً هيچ هدفي رو دنبال نمي کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکي گوشت دايناسور دير هضمه و بايد فعاليت شديد! داشته باشي تا هضم بشه)


بعد از عصر حجر

 يه عصري اومد که در اون زن ها خيلي راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلي تلاش کني تا مخشون رو بزني. البته به دليل تلاش هاي زيادي که بعضي از زنان فمنيست جهت حذف کردن اين قسمت تاريخ داشته اند ما اطلاعات دقيقي از اين دوران نداريم.ولي ميدونيم هميشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه يه دوره اي توي تاريخ بوده که مردا حالشو بردند و چيز ديگه اي که ميدونيم اينه که احتمالاً زنهاي اين دوره انسانهاي بسيار فهيم و با منطقي بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکي کلاس بذارند ترشيده مي شن و ميمونن روي دست ننه باباهشون واسه همين هيچوقت نه نميگفتند!!!!


دوره هخامنشي

در اين عصر رن و مرد زبون همديگه رو مي فهميدند ولي هنوز ساعت مچي اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزيزم ساعت چنده مخ يه دختر خانوم رو بزني! و اصولاً زن هاي اين دوره دو دسته بودند يکي زن هاي اشراف زاده و درباري بودند که کافي بود يه تيکه ناقابل بشون بندازي تا حسابت با کرام الکاتبين و شخص داريوش و کورش کبير باشه و دسته ديگه زن هاي رعيت بودند که تنها کاري که بلد بودند آشپزي و آوردن آب از چاه بود!براي همين در اين دوران براي اينکه يک زن خوب رو براي خودت برداري بايد اول کلي زحمت مي کشيدي و روش هاي شمشير زني و ... رو ياد مي گرفتي.بعد ميرفتي توي جنگ شرکت مي کردي.بعد اگه احياناً زنده مي موندي ميتونستي يکي از زن هاي دشمن رو واسه خودت به غنيمت ببري!پس مي بينيم که باز هم علي رغم اينکه انسان بسيار پيشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زني يکي از کار هاي شاق بود!اما براي زدن مخ زنان درباري بايد ويژگي هاي زير رو مد نظر قرار ميدادند:


*حداقل يکي از اجداد پدري و مادري بايد يه ربطي به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاري باشه(به اصطلاح امروزي آقازاده باشه!!!)


*داشتن شمشير از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نيزه از جنس برنج (رجوع شود به شرايط گرز در عصر حجر)


*داشتن ريش بلند (رجوع شود به شرايط پشم! در عصر حجر)


هدف از مخ زني: بر اساس کتيبه هاي به جا مانده از تخت جمشيد هدف از مخ زني داشتن نوکران و کنيزان زياد و خوردن شراب بوده



دوره قاجار

در اين دوره يه پادشاهي بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه ميدونيم چه مرگش بوده! آره ديگه خلاصه به خاطر اين بلاي خانمان سوزي که اين جناب بش دچار شده بودند(و ايشالله خدا نصيب هيچ مردي نکنه) يه کمي زياد عقده اي شده بودند و به همين دليل نمي تونستند ببينن که يه مردي براي اينکه زن دلخواهش رو به دست بياره عمليات مخ زني انجام بده و هر کسي که اين کارو مي کرد چشماش رو در مي آورد تا عبرت بقيه شه!و کلاً اون عمليات قدغن و غير قانوني بوده. به همين دليل در اون زمان به دليل اين محدوديت فوق العاده روش مخ زني زياد پيشرفتي نکرد و به دليل زير زميني بودن! اطلاعات دقيقي از چگونگي انجام آن در دست نيست.البته بر اساس يک نوشته تاريخي تأييد نشده در اين دوران براي مخ زني بي بي صغرا و ننه سکينه پس از شناسايي دختر مورد نظر(يا همون طعمه) به حمام مي رفتند (در روزي که طعمه هم به حمام مي رفت ) و بدن وي را در حمام ديد مي زدند و در صورت تأييد اين عزيزان و زدن مهر استاندارد و ايزو 9002 ادامه عمليات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاري انجام ميشد و نه پسر دختر رو مي ديد و نه دختر!(به نظر من که خيلي باحال بوده.فکرشو بکنيد يه روز مامانتون بياد بتون بگه عزيزم امروز ساعت 5 برو کافي شاپ هويج دوست دخترت اونجا منتظرته!)


هدف از مخ زني: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!


دوره پهلوي

در اين دوره مردم يه کمي زياد سياسي فکر مي کردند و اصولاً زياد توجهي به دختر و مخ و اين حرفا نداشتند و به غير از شهرام شب پره و ابي و فردين بقيه مردا تو فکر براندازي نظام بودند! براي همين حکومت هم براي اين که بياد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا ديگه به سياست فکر نکنن يه مکان هاي تفريحي –بي فرهنگي! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا مي رفتن توش و يه کار هاي بدي رو انجام مي دادن که من الان عرق شرم بر پيشانيم نشسته و نمي تونم بگم!خلاصه در اين دوران هم به دليل سهولت بيش از حد دسترسي به داف! عمليات مخ زني چندان پيشرفتي نداشت . اما خوب بر اساس نسخه هاي به جا مانده از فيلم هاي فارسي آن دوران چند تا کار سخت براي مخ زدن بايد انجام ميشده که عبارت بودند از:



*فقير بودن و بي خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بي درد اين امر بسيار لازم بوده است)

*داشتن زور زياد و توانايي دريبل زدن چند نفر به طور همزمان....نه چيز ببخشيد منظورم توانايي کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست اين عادل فردوسي پور!)

*شباهت ظاهري به محمد علي فردين و بهروز وثوق

*کشيدن سختي هاي بسيار در دوران کوردکي.

*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ريش مدل داريوشي

*توانايي خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صداي بلند!

*داشتن ويژگي مردانه در حد دعوت شدن به تيم ملي!(به طور مثال اون دوران يکي از نشانه هاي مردانگي بوي عرق و بوي نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حاليکه امروز اين دو تا بو نشانه آبرو ريزي و بي کلاسيه)


هدف از مخ زني:رسيدن به پول و پله ي پدر پولدار دختر و داشتن زندگي راحت و مرفه!


دوره انقلاب تا چند سال پيش

در اين دوره روش هاي مخ زني تغييري کرد اساسي و به نام خواستگاري تغيير نام داد.يک آقا پسر گل باقالي با يک دسته گل و شيرني همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار هاي اداري لازم! از قبيل تعيين مهريه و شير بها و .... دختر و پسر به صورت رسمي دوست دختر و دوست پسر مي شدند که بهش زن و شوهر مي گفتند!لازم به ذکر است که در انتهاي اين دوره نقش تکنولوژي در مخ زني نمايان شد و سوال حياتي و سرنوشت ساز عزيزم ساعت چنده توسط يکي از پيشگامان عرصه مخ و مخ زني جناب آقاي الف .ي اختراع گشت.و اما ويژگي هاي لازم براي مخ زدن دختر خانوم ها:


* سر به زير بودن آقا پسر(که واقعاً خيلي شرط سختي بوده)

*داشتن سيبيل جهت نمايش مردانگي


هدف از مخ زني:تشکيل خانواده


دوره امروز

به گواهي تاريخ در هيچ دوره اي به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوري که امروز اگر يک پسر بخواهد مخ دختري را تيليط(تريد) نمايدبايد حتي الامکان و از نظر ظاهري شبيه يک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزديکي کند!

ويژگي هاي اساسي جهت مخ زدن:

*داشتن ماشين و موبايل و ساير وسايل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژي مي باشد!

*تسلط به زبان انگليسي جهت گفتن عبارات
ok عزيزم- چشم honey –momi وDady رفتن بيرون و من تنهام!-I love u و ....

*آشنايي به اينترنت و ياهو مسنجر ولي در عين حال انکار کردن اين ويژگي در جمع!

*نداشتن سيبيل و پشم و پيلي و به طور کلي تمام ويژگي هاي مردانه دوره هاي قبلي

* به روز بودن(
Up to date)
داشتن فاميل در کشور هاي اروپايي , امريکايي و حوزه درياي کارائيب!

و هزاران مورد ديگر که شما بهتر از من مي دانيد!

هدف از مخ زني:پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاري جهت حل معضل ازدواج!!

اما يه نکته:تا دو سال پيش اگه دنبال دوست دختر بوديم واسمون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نيازمند ماشين و خونه و شغل و .... مي بوديم.اما با اين روندي که داره پيش ميره - و اينکه دختراي اين دوره زمونه به جاي اينکه دنبال يه دوست و همدم باشند انگار دنبال يه جنس اتيغه و لوکس هستند- من پيش بيني مي کنم تا دوسال ديگه ازدواج خيلي با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه

 

كفش ورزشي

    كفش ورزشي

اين جمله را بارها شنيده ايم كه «پا قلب دوم بدن انسان است» براي سالم ماندن پا مهم ترين نكته استفاده از كفش مناسب و مخصوص هر فعاليت است، چرا كه هر فعاليتي نيروهاي مختلفي به پا وارد مي آورد كه اگر اين نيروها به وسيله كفش مخصوص به خوبي مهار نشود، آسيب هاي بسياري متوجه پا و ساير اعضاي بدن مي شود.
فشار های ناشی از کفش ورزشی نا مناسب حین انجام فعالیت های ورزشی چند برابر می شود، در حالی که یک کفش ورزشی مناسب می تواند فشار وارد بر زانو و لگن را تعادل بخشد.

اما در فعاليت‌هاي ورزشي به غير از بحث مراقبت از پاها به وسيله انتخاب كفش درست مساله مهم‌تري نيز وجود دارد و آن افزايش توانايي‌ها و قابليت‌ها است كه كفش مناسب مي‌تواند عامل مهمي در اين خصوص باشد.
معمولا ورزشكاران حرفه‌اي كفش‌هاي خود را به صورت سفارش به شركت‌هاي بزرگ و معتبر توليدكننده تهيه مي‌كنند. به اين صورت كه اين شركت‌ها ابتدا، قالب پاهاي آن ورزشكار را تهيه نموده و سپس براساس اندازه، فرم و شكل پاي شخص، كفش مخصوص آن ورزشكار را مي‌سازند

    مشخصات كفش ورزشي خوب
کفش‌های ورزشی با اندازه مناسب بخش ضروری انجام هر تمرین ورزشی است. اما یافتن کفش مناسب می‌تواند یک چالش باشد.
● برخی از اصول راهنما برای انتخاب کفش مناسب ورزشی اینها هستند:
▪ به علت آن که پاها در حین فعالیت ورم می‌کنند، همیشه کفش را در بعدازظهر یا پس از فعالیت امتحان کنید.
▪
کفش‌ها را با همان جورابی امتحان کنید که عادت دارید در ضمن تمرین بپوشید.
▪
اطمینان حاصل کنید که وقتی بندهای کفش را می‌بندید، پنجه‌های پای‌تان به آسانی حرکت ممی‌کند و پاشنه پاهایتان هنگام راه رفتن نمی‌لغزد.
▪
چند قدمی در مغازه راه بروید یا بدوید تا مطمئن شوید که کفش‌ها راحت هستند. کفش ورزشی را نباید به زور به پا کرد.
▪ وقتی می‌‌خواهید کفش را امتحان کنید، بندهای آن را محکم ببندید مانند اینکه می‌خواهید فعالیت ورزشی را آغاز کنید.
▪ اگر به طور مرتب یک تمرین ورزشی را انجام می‌دهید، کفشی را بخرید که خاص ورزشی باشد که آن را انجام می‌دهید.

    متخصصان معتقدند استفاده از كفش هاي غيراستاندارد حتي بر اعصاب و روان و راندمان كار انسان نيز تاثير نامطلوبي مي گذارد. از مهم ترين اعضايي كه ارتباط مستقيم با پا دارد، كمر و ستون فقرات است كه بيش ترين آسيب را از كفش غيراستاندارد مي بيند. همچنين استفاده از اين قبيل كفش ها موجب اختلال در راه رفتن و تعادل مي شود.در هنگام ورزش كردن نيز استفاده از كفش مخصوص هر رشته ورزشي اهميت فوق العاده اي دارد چرا كه هر ورزش شامل فعاليت ها، تحركات و شرايط خاص خود است و لازم است از كفش مخصوص آن رشته استفاده شود.

 

 

 

 

 

ويژگيهاي عمومي كفش ورزشي

 

رشته هاي ورزشي مختلف به كفشهاي خاصي نياز دارند، اما برخي ويژگيهاي عمومي در كفش براي همه رشته ها يكسان است.

علاوه بر ويژگيهاي متداول در كفشهاي معمولي كه افراد عادي مي‌پوشند، كفشهاي ورزشي بايد ضمن دارا بودن آن ويژگيها،‌ ملحقات خاصي داشته باشند يا در برخي قسمتها عناصر بنيادي و برجسته اي را دارا باشند. سه  عنصر بنيادي در همه كفشـهاي خوب ورزشي عبارتنداز:

1-انعطاف پذيري براي تمامي حركات مختلف پا،

2- ثبات يا استحكام براي حمايت و حفاظت از چرخشهاي ناگهاني،

3- لايه گذاري مناسب براي جذب ضربه و راحتي كل پا.

ساير قسمتهاي كه يك كفش ورزشي بايد داشته باشند، عبارتند از:

1 ـ قسمت جلوي كفش در ناحيه پنجه كه فضاي كافي را براي حركت انگشتان فراهم كند

.2 ـ محافظ مچ پا كه از اين ناحيه محافظت مي كند .

3 ـ زبانه كفش نرم و بلند كه از فشار بند يا الحاقات مربوط به آن جلو گيري مي‌كند.

4 ـ تخت بيروني يا خارجي كفش كه امكان حركت رو به جلو، كشش و جذب ضربه را داشته باشد.

5 ـ همچنين كف داخلي كفش بايد نرم و داراي قوس مناسب براي پا باشد.

          6 ـ محافظ پاشنه پا كه بايد پاشنه را محكم و ثابت نگهدارد

    كفش فوتبال    
    
فوتبال پرطرفدارترين رشته ورزشي است بر همين اساس بازار كفش اين رشته مملو از مارك هاي متعدد داخلي و خارجي اعم از مرغوب و نامرغوب است.    

    مهم ترين نكات در مورد كفش فوتبال، استوك و رويه كفش است. استوك براي جلوگيري از ليز خوردن و رويه جهت بازي با توپ از مهم ترين كفشهاي فوتبال هستند.


    كفش واليبال

    علاقه مندان به خريد كفش واليبال براي تهيه اين نوع كفش بايد به چند نكته توجه داشته باشند، يكي اين كه كفش واليبال بايد چند ويژگي داشته باشد كه مهم ترين آن ها مربوط به زيره كفش است كه لازم است از جنس كرپ باشد چرا كه پرش جزو اركان اصلي ورزش واليبال است.نكته ديگري كه هنگام خريد كفش واليبال بايد مورد توجه قرار گيرد، لژ آن است كه بايد در حدود پنج سانتي متر باشد.
    

    كفش دو و ميداني
         دو و ميداني مادر ورزش هاست و انتخاب كفش مناسب نيز براي اين ورزش اهميت خاصي دارد.
    مهم ترين نكات هنگام خريد كفش هاي دو و ميداني، توجه به زيره و لژ آن است.


    كفش كوهنوردي

يك كفش كوهنوردي خوب بايد حداقل چهار ويژگي داشته باشد. اول اين كه كفش ليز نخورد، يعني زيره آن بايد از جنس مرغوب و مناسب باشد. دومين ويژگي اين كه آب به راحتي وارد كفش نشود، ديگر اين كه از پيچ خوردگي پا جلوگيري كند و چهارمين و مهم ترين ويژگي اين است كه رويه كفش بايد به قدري محكم باشد كه با سقوط سنگ روي آن، پا آسيب نبيند.»

سیدنی

 

 

 

گزارش بی بی سی درباره سیدنی

سيدنی نماد کشور استرالياست. شهری است با جذابيت های بيشمار که دويست و هجده سال از زمان تاسيس آن می گذرد . اين شهر که

در جنوب شرقی استراليا واقع شده، اولين مکانی است که بيشترين ميزان جهانگرد در بدو ورود به استراليا در آن پا می گذارند.
سيدنی سرشار از تنوع است. ساکنان آن، ۴ ميليون شهروندی هستند که عمدتاٌ از پيشينه مختلف قومی، ‌نژادی و فرهنگی برخوردارند. در هر گوشه ای از سيدنی، می توان ردپايی از فرهنگ های گوناگون را مشاهده کرد که در کنار جاذبه های طبيعی، مراکز تفريحی، پارک های ملی و حفاظت شده، موزه ها و گالری های هنری باعث شهرت جهانی شهر شده اند.
سيدنی مرکز ايالت نيو ساوث ولز

New South Wales

است . شهر سيدنی ، بسيار گسترده و بزرگ است و شامل ۷۰۰ محله می شود. در طول زمان، بتدريج هر يک از اين محله ها مکان تجمع مهاجرين کشور خاصی شده است. بدين معنا که هر مليتی براحتی و بسرعت می تواند هم زبان و هم وطن خود را در سيدنی پيدا کند. جالب اينکه مردم در بعضی از اين محله ها به زبان انگليسی صحبت نمی کنند . ‌کسانی هستند که سالهای متمادی در سيدنی زندگی کرده اند و کمتر به زبان انگليسی آشنا هستند و شايد اصلاٌ ندانند.
در زبان محاوره استراليايی به هاربر بريج ، چوب لباسی می گويند
مهمترين و ارزشمند ترين مکان طبيعی سيدنی،‌ بندر آن است که دو بنای " هاربر بريج

"Harbour Bridge

و

" اپرا هاوس"

Opera House

را در خود جای داده است. اين دو مکان، معرف شهر سيدنی به تمامی جهان است و هويت شهر به شمار می آيند. در

ميان اين دو بنا، آبراهی زيبا امتداد يافته که نجواهای عاشقانه بسياری از جهانگردان و شهروندان سيدنی را در دل محفوظ دارد و هر روز، شمار زيادی از بازديد کنندگان را سوار بر کشتی های تفريحی از ميان خود عبور می دهد.
"هاربر بريج"

Harbour Bridge

تا سال ۱۹۶۷ بلندترين بنای شهر سيدنی بود . در زبان محاوره استراليايی به آن چوب لباسی

The Coathanger

هم اطلاق می شود و آن بدليل طراحی قوسی شکل آن است . بر اساس کتاب رکوردهای گينس،‌ اين پل پهن ترين پل قوسی جهان و دومين پل طويل قوسی جهان است. پل "بايون بريج" در آمريکا با ۷۰ سانتيمتر طول بيشتر در مقام اول قرار دارد. هاربر بريج ۵۲۸۰۰ تن وزن دارد که ۶ ميليون پرچ دستی اجزای مختلف پل را بهم متصل کرده است.
اپرا هاوس از معتبرترين مراكز نمايشی جهان است
"اپرا هاوس"

Opera House

سيدنی، ‌از لحاظ معماری يکی از متمايزترين بناها در معماری قرن بيستم بيشمار ميرود و از لحاظ هنری، يکی از مشهورترين و معتبرترين اماکن دنيا برای اجرای هنرهای نمايشی است. " اپرا هاوس" سيدنی شامل ۵ سالن تئاتر، ۵ سالن تمرين نمايش،‌ دو سالن اصلی،‌۴ رستوران ،‌ ۶ بار و تعداد زيادی فروشگاه است. برای بعضی ،‌ پوسته حلزونی شکل آن ، که شامل يک ميليون و ۵۶ هزار تکه سنگ گرانيت سوئدی است، همچون بادبان قايقهايی است که در اطراف آن در آب هر روزه پرسه می زنند. اپرا هاوس را می توان يکی از مهمترين اماکن توريستی سيدنی دانست. اگرچه فقط تعداد اندکی از بازديدکنندگان با هدف ديدن نمايش می روند، اما محيط اطراف آن فضايی سرشار از آرامش به ارمغان می آورد.
سواحل سيدنی از ديگر مناطق زيبای اين شهر بشمار می آيند. عمده سواحل سيدنی رو به سوی اقيانوس دارند که معروفترين ساحل آن

معروف به بوندای بيچ

Bondi Beach

است . بوندای يک کلمه بومی استراليايی است که به " صدای برخورد آب با تخته سنگ" اطلاق می شود. اين ساحل پذيرای جهانگردان بيشماری در سال است و بيشتر جهانگردان ايرلندی و انگليسی تعطيلات کريسمس خود را در کنار ساحل آن می گذرانند. "بوندای بيچ" با امواج خروشان خود هر روزه موج سواران را به رويارويی می طلبد. و کمتر روزی را می توان مشاهده کرد که موج سواری خود را به دست آب نسپرده باشد.
از مناطق ديدنی ديگر سيدنی "دارلينگ هاربر

" Darling Harbour

است. "دارلينگ هاربر" يکی از بزرگترين بندرگاههای دنياست که جهانگردان و شهروندان سيدنی برای گذراندن ايامی خوش به آن پناه می برند. جاذبه های بيشماری در اطراف آن وجود دارد که منجمله می توان به آکواريوم سيدنی که بيش از ۱۱۵۰۰ نوع از جانوران آبزی در آن به نمايش گذاشته شده و در نوع خود بی نظير است، اشاره کرد. موزه دريانوردی استراليا، ‌باغ چينی دوستی، ‌سالن سينمای

آ‌ی مکس" و موزه نيروگاه

Powerhouse Museum

از ديگر اماکن ديدنی "دارلينگ هاربر" بشمار می روند.
برج سيدنی 305 متر ارتفاع دارد
ديدن شهر از فراز برج سيدنی نيز بسيار جذاب است. در نيمکره جنوبی، برج سيدنی از لحاظ ارتفاع در مقام دوم قرار دارد و رتبه اول متعلق به برج آسمان در اوکلند است. برج سيدنی ۳۰۵ متر ارتفاع دارد. البته بازديد کنندگان به تمامی طبقات برج دسترسی ندارند . در ارتفاع ۲۵۰ متری محلی با فضای بسته و با چشم انداز ۳۶۰ درجه در اختيار بازديد کنندگان قرار دارد. در ارتفاع ۲۶۰ متری نيز بازديد کنندگان می توانند در فضای باز به تماشای شهر بنشينند. دو رستوران چرخان نيز پذيرای جهانگردان است. برج سيدنی، يکی از محل های فيلمبرداری فيلم "گودزيلا – آخرين نبرد" بود که در فيلم،‌ "زيلا" هنگامی که ديوانه وار در سيدنی می دويد برج را خراب کرد.
از لحاظ جهانگردی، سيدنی را می توان يکی از مناطق جذاب دنيا بشمار آورد. بر اساس آمار، در سال ۲۰۰۴ در حدود ۲۱ميليون و ۱۰۰ هزار نفر از اين شهر ديدن کردند. آب وهوای معتدل، سواحل زيبا، ‌جاذبه های طبيعی،‌ امکانات گسترده جهانگردی بهمراه مردم خونگرم و خوش مشرب از جمله دلايلی است که سالانه ميليونها نفر را به اين نقطه از کره زمين می کشاند .

 اینم تصویر اپرا هاس حالشو ببرین

 

 

اساطیر ایران را چه کار کردیم؟ "

" * رستم را هرکول می خوانند!

* چشمان اسفندیار را پاشنه آشیل می گویند !

* رستم زاد را سزارین می گویند ! * به جای فردوسی از شکسپیر یاد می کنند !

*به جای آشنایی با عشاق ایرانی از رمئو و ژولیت یاد می کنند !

* جاده فرهنگها را جاده ابریشم می خوانند !

* دریای ایران را دریای عمان می نامند !

* جشن چهارشنبه سوری ما را آتش پرستی می خوانند ! * حجاب زنان ایرانی را که از دوران باستان بوده را به اعراب مربوط می دانند !

* هنر های نمایشی ( تاتر و … ) را که از ده هزار سال پیش در ایران رواج داشته را به یونان ۲۷۰۰ سال پیش نسبت می دهند !

 * گرد بودن زمین را که در خدای نامه و شاهنامه به آن اشاره شده را به گالیله نسبت می دهند .

 * اختراع الکتریسته را که مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش در ایران بوده را به ادیسون نسبت می دهند .

* پدر شیمی را لاوازیه که ۳۰۰ سال پیش می زیسته معرفی می کنند حال آنکه الکل را زکریای رازی در هزار سال پیش کشف نمود !

* به جای یاد کردن از فرزند رشید ایران نادر شاه افشار ، به ناپلئون شناسی خود می نازند .

* به جای آنکه متفقین را که در جنگ جهانی دوم ، ایران را تصرف و به جان و ناموس ایرانی تجاوز نمودند را لعن کنند قوای محور را متجاوز و همپای چنگیز خان ! می دانند !

 * بجای ساختن فیلمهایی که غرور و عظمت ایران را نشان دهد قاجاریه ضعیف را به تصویر می کشند ! * میان رودان را بین النهرین می خوانند !

* روز عشاق سپندار مذگان ایرانی را والنتاین فرنگی می خوانند !

* واژه فرانسوی مینیاتور را صد در صد ایرانی می نامند و بر خودروی ساخت به اصطلاح ایران می گذارند !

* فرهنگستان ادب پارسی را از بزرگان ادبیات فارسی تهی کرده اند !

* حاضرند سریال های کره ایی و آمریکایی را هزاران بار پخش کنند اما حاضر نیستند روایت های باشکوه ایرانی را به تصویر بکشند !

* به جای استفاده از تاریخ شناسان ایرانی در نگارش های تاریخی از تاریخ کمبریج استفاده می کنند

صلیب آریایی

آیا میدانید صلیب آریایی چیست؟

 اصلآ تا کنون راجع به صلیب آریایی چیزی شنیده اید اگر نشنیدید مطلب پایین رو حتمآ بخونید:

 صلیب آریایی یا صلیب پارسی اصطلاحی است که برای اولین بار در کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ از آن صحبت شده و سپس در ویکیپدیای انگلیسی ترجمه آن آورده شده است اما بطور خلاصه چون صلیب از نمادهای آیین مهرپرستی است و بزرگ‌ترین صلیب حکاکی شده در دیواره نقش رستم می‌‌باشد آن دیواره با 4 صلیب آنرا صلیب آریایی یا پارسی نامیده است. در اوستا ميترا مقام شامخی دارد و در زمان پيش از اوستا و رستاخيز زرتشتي، بزرگ‌ترين خدا به‌حساب می‌آمد. اين نشانه א که صليب (عربی شده چليپا) شکسته ناميده شده است، در حقيقت نشانه خدای خورشید آريائی است، زيرا در ايران و هند هزاران سال پيشينه دارد. اين نشانه א نخستين‌بار در حدود خوزستان يافت شده و مربوط به هفت هزار سال پيش از ميلاد می‌باشد به اين ترتيب پيشينه تاريخی آن در ايران بسی کهن‌تر از پيشينه آن نزد آريائی‌های هند است و هرتسفلد (Herzfeld) آن را گردونه خورشيد ناميده است. در گرمی (Germi) مغان آذربايجان گورهای خمره‌ای از دوره اشکانی به‌دست آمده که در ميان آنها پارچه‌ای بسيار زيبا يافت شده است که دارای اين نقش می‌باشد. همچنين اين نگاره بر دهانه پاره‌ای از خمره‌های سفالين که مرده‌ها را در آن می‌گذاشته‌اند ديده شده است در مواردی ديگری چون جام تپه‌حسنلو، جام زرکلاردشت، گردنبند عقيق مربوط به دوره اشکاني، گردنبند زرينی مربوط به ۷ هزار سال ق م در رودبار گيلان اين نگاره به چشم می‌خورد. گردونه خورشيد نخست به اين شکل א بوده و کم‌کم خطوط منحنی از بين رفته گاهی به‌صورت + و گاهی با خطوط شکسته ولی با زاويه‌های ۹۰ درجه ترسيم شده و شکل هندسی و ترکيب کامل يافته است. اقوام باستانی بسياری از جانوران را می‌پرستيده‌اند و از همين جا توتميسم (Totemisme) پيدا شده است. يکی از اين حيوانات بز کوهی است که مظهر سودرسان طبيعت، يعنی خورشيد بوده است اين نقش بر ظروف بازمانده از سده‌های پيش از ميلاد ديده شده و مهم‌تر از همه رابطه‌ای است که مردم باستانی ميان هلال ماه و خورشيد و شاخ بز کوهی قرار داده بودند. در بسياری از سفال‌ها در ميان انحنای شاخ اين جانور و نيز بر پشت آن نشانه + يا א ديده می‌شود. مثلاً بر ليوان سفالين مربوط به ۳۱۰۰ سال پيش از ميلاد که در سيلک کاشان به‌دست آمده نگاره + در زير انحنای شاخ گوزن پيدا است. با نگرش به اينکه نشانه گردونه مهر به شاهين و فروهر هم بسيار نزديک است می‌توان پنداشت در زمانی که از اهميت مهر کاسته شده نشانه مقدس ميترائيسم رفته‌رفته به شاهين مبدل شده و اين شاهين و نگاره فروهر تمام جاذبه معنوی و روحانی اين نشانه را گرفته و مظهر فر و شکوه مينوی گرديده است. هم‌اکنون اين نقش را به گونه‌ای ديگر بر کاشی کاری سر درب خاوری آرامگاه بايزيد در بسطام می‌توان ديد. ميترا، خداوند آب‌ها و درياها نيز هست و يکی از صفات او اود - دام (Ud-dama) يعنی محاصره‌کننده است و همسر او وارونی (Varuni) الهه شراب است و در اساطير گاهی با نام‌های چون سورا (Sura) يا ماد (Mada) نيز خوانده می‌شود. غسل تعميد مسيحيان، ظرف آب متبرک در کليسا، سقاخانه‌ها و حوضچه‌هائی که در مدخل مساجد و تکيه‌ها برپا می‌کردند همه از يادگارهای کيش ميترا است، زيرا که در مهريشت به‌روشنی از غسل و شستشو در آئين ميترا ياد شده است. آئين مسيحيت از کيش ميترا متولد شد. همان‌طوری که در مهرابه‌ها چشمه‌ آب جاری بود، در نقش‌ها و تابلوهائی که يافت شده، مرشد مهري، يا مغان ميترا، در حال تعميد مؤمنان مشاهده می‌شود. علت اصلی اهميت فوق‌العاده‌ای که برای شستشو در رم قايل می‌شدند همين اعتقاد به ميترا بود. ماهی نيز يکی از نشانه‌های مسيحی بود که در قرون ابتدائی برای شناسائی هم چون رمزی از آن بهره می‌جستند. اين نيز چون غسل تعميد، نشان و رسمی بوده از کيش ميترا. در يکی از مهرابه‌های اروپا، برابر پای ميترا يک ماهی نقش شده و اين رمز و نشان مسيحيت، نشانه‌ای است از کيش ميترا. بسياری از رموز و اسرار ميترا برخلاف آنچه مشهور شده، اصل و بنيان ايرانی خود را حفظ کرده است. آنچه امروزه به نام غسل تعميد ميان مسيحيان متداول است مانند بسياری از مراسم و آداب ديگر، از آرياها اقتباس شده است. ناگفته نماند که اين عمل در زمان اقتباس در ميان اقوام آريا بسيار کهنه و زمان گرفته بود. در هند، تبت، روم، يونان و مصر نيز که بعدها غسل تعميد رايج شد، اين آئين را از ايرانی‌ها گرفته بودند. در تبت، چون چند سالی از تولد کودک می‌گذشت، طی مراسمی در معبد و در برابر آتش به غسل تعميد او اقدام می‌شد. به‌نام نامی خورشيد، کودک را در حالی‌که سرودهای مقدس می‌خواندند سه بار زير آب فرو برده بر او اسمی می‌نهادند و علامت صليب را بر سينه تعميد يافتگان نقش می‌کردند. نکته مشترک آن بود که در اين مراسم به نام خورشيد، به خدای خورشيد متوسل می‌شدند. ميان زرتشتی‌های قديم و ايرانيان پيش از اشوزرتشت نيز غسل تعميد کودکان در مهرابه‌ها و آتشکده‌ها مرسوم بود. در مهرابه‌ها برابر آتش، به نام خدای خورشيد، کودکان توسط مغان در آب فرو برده شده پس از آن نام‌گذاری می‌گرديدند. در اوستا، ميترا و خورشيد به هم بسيار نزديک هستند. در متن اوستائی مهريشت، ميترا خدای شکست‌ناپذير جنگ است و سربازان و جنگاوران در آوردگاه از او ياری می‌جويند و ميترا نيز به‌سرعت به ياری آنها می‌شتابد. جنگاوران مهر آئين، همواره پيروزی را از آن خود می‌دانستند. در بندهای اوليه مهر يشت می‌توان به مقام سرباز و روابط او با ميترا و چگونگی حمايت ميترا از وی پی برد. علامت و نشان سرباز، کوله‌پشتی و کلاه‌خود و نيزه است. سربازان ميترا در دو جبهه مشغول جنگ بودند. اول جنگ‌های معمولی بود که برای نگهداری کشور و گسترش آن صورت می‌گرفت. آنچه مهم‌تر بود جنگ و ستيز با نيروهای شر و اهريمنی بود. - چهارمين مقام، منصب شير بود. در پرده‌های نقاشی و سنگ برجسته‌های منقوش، نقش شير فراوان است و همين عمل سبب شد که بعد از اسلام، به‌ويژه در زمان سلجوقيان، علامت شير و خورشيد بر پرچم‌ها نقش بست، در اين پرده‌ها کسانی‌که به مقام چهارم رسيده‌اند گاه در حال خدمتگزاری و گاه در حال اهدای هدايا به حضور ميترا نشان داده شده‌اند. اين طبقه نيز ناگزير از گذراندن آزمايش‌هائی بودند که البته ديگر تحمل رياضات و شکنجه‌های بدنی نبود، بلکه بايد به ورزيدگی‌های رواني، شايستگی اخلاقي، وحدت ذهنی و خلاصه فهم اسرار دست می‌يافتند. روايات رمزی ميترائي، حاکی از آن است که در واپسين روز از عمر جهان، آتش‌سوزی بزرگی رخ خواهد داد. در اين آتش‌سوزی ناپاکان خواهند سوخت و پاکان مثل اينکه در چشمه‌ای شستشو می‌کنند، آسايش خواهند داشت. - پنجمين مقام، مقام پارسی بوده است که گذشته از وجوه رمزي، کنايه‌ای است که با طبيعت و روئيدن گياهان پيوند دارد و ميان پيروان کيش ميترا، نشان آزادی و آزادگی بوده است. - ششمين مقام، منصب خورشيد است، سل خدای خورشيد در ميان روميان و هليوس خدای خورشيد در اساطير يونان باستان است. - مقام هفتم، والاترين و عالی‌ترين مرحله تشرف برای يک سالک ميترائی بوده، اين مقام را مقام پتر يا پدر و پدرپدران می‌ناميدند. پدران در حقيقت عالی‌ترين مناصب را در آئين ميترائی داشتند و همين لقب را عيسويان از مراسم ميترائی اقتباس کردند و به خود نسبت دادند. هفت منصب روحانی و هفت مقام برای تکميل و ارتقاءِ مدارج در ميان فرقه باطنيه يا اسماعيليان تقليدی از همين بنيان ميترائی بود. ميان صوفيه نيز هفت وادی سلوک براساس همين هفت مرحله ميترائی بنا شد.

 نمادهای مهری نظر به اینکه تصویر خورشید کار سختی بوده است در آن زمان بجای خورشید دو عدد S را می‌‌کشیده‌اند و سپس آنرا ساده نموده و بصورت + در آوردند بزرگ‌ترین نماد میترائیزم در دیواره نقش رستم قرار دارد که آنرا صلیب پارسی و یا صلیب آریایی و یا ایرانی نام گذاری نموده ایم. مهر، چنان‌چه گفته شد، خدایِ روشنایی و آتش بوده است، چنان‌چه خود نیز به تعبیری آتش‌گونه است، بدین‌ترتیب روش است که هر آتش و نوری نشانی از مهر تصور می‌شده است. آتشی که زرتشتیان روشن نگاه می‌داشته‌اند به تقلید از مهرپرستان بوده، و به ستایشِ او، و نیز خورشید به عنوانِ نمادی از مهر ستایش می‌شده است (توجه کنید که نه آتش را می‌پرستیده‌اند و نه خورشید را، بلکه آن‌ها را به عنوانِ نمادهایی ستایش می‌کرده و محترم می‌شمرده اند). هم‌چنین مهرپرستان نمادی داشته‌اند که «چرخِ خورشید» نامیده می‌شود، و در واقع نمادی از خورشید بوده است. چرخِ خورشید به مانندِ علامتِ SSِهیتلری‌ست، و معکوسِ آن (اگر دو تا S را عمودی رویِ هم بکشید SS به دست می‌آید (البته هر S از ۳ خط تشکیل می‌شود)، حال اگر به جایِ آن‌که خطوط را به سمتِ راست بشکنید (دو سرِ S را می‌گویم) به چپ بشکنید نشانِ عادی‌یِ چرخِ خورشید به دست خواهد آمد. این نشان را در بسیاری بناهایِ باستانی می‌توان مشاهده کرد (مثلاً چند نمونه‌اش را در تختِ سلیمان یافته بودند).

 

:: اس ام اس عاشقانه انگلیسی با معنی فارسی ::




:: برای خواندن اس ام اس ها بروی ادامه مطلب کلیک نمایید ::


I love my EYES when u look into them,

I love my NAME when u say it,

I love my HEART when u love it,

I love my LIFE when u are in it.

چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،

اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی،

قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،

زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی…..

بقیه اس ام اس ها در ادامه مطلب

I love my EYES when u look into them,

I love my NAME when u say it,

I love my HEART when u love it,

I love my LIFE when u are in it.

چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،

اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی،

قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،

زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی…..

————————————

My heart is made 2 luv u, my lips are made 2 kis u, my eyes r made 2 c u, my

hands r made 2 hold u, evry part of me wants u, bcoz i was made just 4 u!!

قلبم برای دوست داشتن تو ، لبام برای بوسیدن تو ، چشام برای دیدن تو و دستام برای نگه داشتن تو بوجود اومدن؛ چون من فقط بخاطر تو ساخته شدم!!!!

—————————-

The words are easy when the language is LOVE !

30. i love the ‘y’

i love the ‘o’

i love the ‘u’

put them together

وقتی زبانمون زبان عشق باشه کلمات خیلی ساده میشن!

نگاه کن؛ من Y رو دوست دارم

من O رو دوست دارم

من U رو دوست دارم!

حالا اینارو بزار کنار هم…..

————————————-

Falling in love is when she falls asleep in your arms and wakes up in your dreams!

عاشق شدن یعنی وقتی که اون توی آغوشت خوابش میبره و بعد توی رویاهات بیدار میشه….

————————————–

Love is Pure

Love is Sure

Love is sweet poison

that Doctors can’t cure

عشق یعنی پاکی

عشق یعنی اطمینان

عشق یه زهر شیرینه

که دکتر ها نمیتونن درمانش کنن!

———————————-

There are 3 steps to happiness: 1. you, 2. me, 3. our hearts, 4. eternity!

سه گام برای رسیدن به شادی وجود داره : ۱- تو   2- من   3- قلبامون……….و بعد ابدیت!

———————————

۵ greatest words : I dun wana los U

4 pleasant words : I care for U.

3 sweet words : I admire U.

2 wonderful words : miss U.

1 most important word : YOU

5 تا از بزرگترین کلمات : من نمیخوام از دستت بدم.

۴ تا از دوست داشتنی ترین کلمات : تو برام مهم هستی.

۳ تا کلمه ی شیرین : تورو تحسین میکنم.

۲ تا کلمه ی شگفت انگیز : دلتنگت هستم.

۱ کلمه که از همه مهمتره : “تو“

————————————–

Knock! Knock! May I Come Into Ur World? I Bring No Flowers, No Gifts But Wishes

To Keep U Fresh, Prayers To Keep U Healthy & Love To Keep U Smiling

تق! تق! اجازه هست پا به دنیای تو بزارم؟ من با خودم گل نمیارم، با خودم هدیه هم نمیارم اما یه عالمه آرزو با خودم میارم که تورو همیشه تر و تازه نگه داره، با خدم کلی دعا میارم برای سلامتی تو، و با خودم عشق میارم تا کاری کنم تو همیشه لبخند بزنی….

————————————-

Find arms that will hold u at ur weakest, eyes that will c u at ur ugliest,

heart that will luv at ur worst, if u hv found it, u’ve found luv.

دستایی رو پیدا کن که در ضعیف ترین حالتت نگهت دارن، چشمایی که در زشت ترین حالتت نگاهت کنن

قلبی رو که وقتی توی بد ترین حالت هستی دوست داشته باشه؛ اگر تونستی اینارو پیدا کنی بدون که عشق رو پیدا کردی….

————————————-

The essential sadness is to go through life without loving.

But it would be almost equally sad to leave this world without ever telling

those you love

بد ترین غم اینه که وارد زندگی بشی که توش عشق وجود نداشته باشه

تقریبا مثل این میمونه که این دنیا رو ترک کنی بدون اینکه به کسایی که دوسشون داری چیزی از عشقت گفته باشی…!!!!!

———————————-

Accidents do happen.i slip- i trip- i stumble- i fall & usually i dont care at all.but now i dont know what to do cos i slipped and fell in love with u

اینا همه اتفاقیه که میفته…. من لیز میخورم، میلغزم ، تلو تلو میخورم، میافتم و اکثرا هم اصلا اهمیت نمیدم….. اما حالا نمیدونم چیکار کنم! آخه ایندفه لیز خوردم و توی عشق تو افتادم!!!!!! (در اصل منظور این بوده که عاشق تو شدم!)

——————————

A bell is no bell ’til u ring it, a song is no song ’til u sing it & luv in ur

heart wasnt love put there to stay – luv isnt luv ’til you give it away

یک زنگ هیچی نیست تا وقتی به صدا درش بیاری، یک شعر تا وقتی خونده نشه شعر نیست، عشق توی قلب تو تا وقتی که اسیرش کنی عشق نیست، عشق وقتی عشقه که رهاش کنی تا بره (به دیگه ای هدیه بدیش)

—————————————-

I wish i was ur blanket,i wish i was ur bed, i wish i was ur pillow

underneath ur head,i wanna b around u,i wanna hold u tight, & b the lucky person

who kisses u goodnite

کاش میشد من پتوی تو بودم، کاش میشد توی تخت تو بودم

آرزو داشتم که بالش تو باشم، زیر سرت باشم

میخوام همیشه اطراف تو باشم، میخوام تورو محکم در آغوش بگیرم، دلم میخواد من همون شخص خوش شانسی باشم که میبوستت و بهت شب بخیر میگه

—————————————-

love is like war….

easy to start….

and difficult to end….

عشق مثل جنگ میمونه….

شروع کردنش خیلی آسونه…..

اما پایان دادنش سخته……

—————————————-

my” love” is non stop like ‘’sea”.

its ”trust” like ”blind”.

its’’shine” like ‘’star”.

its”warm” like ‘’sun”.

its” soft” like ”flower”.

AND

its ” beautiful” like ”u”

عشق مثل دریا هرگز متوقف نمیشه.

عشق مثل یه آدم کور اطمینان میکنه.

عشق مثل ستاره میدرخشه.

عشق مثل خورشید گرم میکنه.

عشق مثل گل ها لطیفه.

و

عشق درست مثل تو زیباست….

( اینجا تاکید روی صفت های عشق بیشتر بوده یعنی مثلا میخواسته بگه : عشق متوقف نمیشه مثل دریا. اما بخاطر اینکه از نظر ترجمه این حالت نوشتن زیاد قشنگ نیست من اول مشبه به رو آوردم و بعد وجه شبه! خودتون که دیگه استادین….)

——————————————-

To Luv some1 is madness, 2b loved by some1 is a Gift,

Loving some1 who loves u is a duty, but being loved by some1 whom u luv is LIFE.

دوست داشتن یه نفر دیوونگیه، دوست داشته شدن توسط یه نفر یک هدیه ست

دوست داشتن کسی که دوست داره وظیفست، اما دوست داشته شدن توسط کسی که دوسش داری زندگیه!

———————————

In life luv is neither planned nor does it happen for a reason but when the luv is real it becomes your plan for life n reason for living.

توی زندگی عاشق شدن نه برنامه ریزی شدست و نه با دلیل اتفاق میفته…اما وقتی که عشق حقیقی باشه تبدیل میشه به برنامه ی زندگیتون و دلیل زنده بودنتون!



آيا مي دانيدکه :

 

1.    سـيـب بـراي بـيدار ماندن در شب مؤثرتر از قهوه و كافئين است.

2.    پياز در رفع بـي خـوابــي و جلوگيري از سرطـان و رفع سنگ كليه مؤثر است.

3.    پـوست انسان 16 درصـد از وزن او را تشكيل ميدهد.

4.    بـراي جـلوگيـري از جوانــه زدن ســيــب زميــني كـــافيست درون سبد آن يك عدد سيب قرار دهيد .

5.    قد ما در صبح حـدود 1 سانتيمتر نسبت به عـصر بـلنـدتـر اســت. لايه هـاي غـضروف در مفـاصـل در طـول روز فشره ميگردند.

6.    در يك اينچ مربع در سطح پوست شـمـا تـقريبا دو مـيليون جاندار ميكروسكوپي وجود دارد .

7.    هر فرد هنـگام غــذا خـــوردن بطور مـتـوسط 295 بار عمل بلعيدن را انجام مي دهد .

8.    مهمترين عامل افزايش طول عمر، داشتن تناسب اندام بهمراه وزني مناسب است. 

9.    طول اعصاب موجود در بدن به اندازه فاصله زمين تا ماه است!

10.  زمين است وزن موريانه هاي جهان 10 برابر كل وزن انسانهاي روي كره .

11. تمام آسيابهاي بادي جهان بر خلاف عقربه هاي ساعت ميچرخند جز آسيابهاي بادي ايرلند .

12. قلب يك جوجه تيغي 300 بار در دقيقه مي تپد.

13. عـسل تـنها ماده غذايي اسـت كه هيچگاه فاسد نمي شود .

14. هـنـگام عطسه كردن تـمـامـي بخـشهـاي عـمـلياتي بـدن ا كـار مي افتد. حتي قلب  .

15. كره ماه در هر سال به انــدازه 1.5 اينچ از زمين دور ميشود.

16. ضـربـان قــلب هـنـگام خميازه كشيدن ميتواند به ميزان 30 درصد افزايش يابد  .

17. يك خرس خاكستري ميتـواند 90 متر را در مدت 4.3 ثانيه بدود .

18. به طور متوسط پوست مردان 10 سال ديرتـر از پوسـت زنـان پـيـر ميشود.

19. بطور مــتوسط مـوي انـسـان در طول يك مـاه بـه انـدازه نـيـم اينچ رشد ميكند.

20. خشكترين منطـقه دنـيـا محلي است به نام شيله در قاره آفـريقا كه فقط 0.03 اينچ در سال باران مي بـارد. يـعنـي 100 سال طول ميكشد تا يك استكان پر شود.

21. آيا ميدانستي کليه هايمان روزانه هفتصد ليتر خون را تصفيه ميکنند.

22. آيا ميدانستي که دو سوم انرژي جهان از طريق نفت تامين ميشود .

23. آيا ميدانستي که طول ساحل درياي خزر در حدود 7000 کيلومتر است که
هزار کيلومترش در طرف ايران است .

24. آيا ميدانستي که مسير بين قلب و پنجه پا را که طولاني ترين مسير گردش خون
است . رفت و برگشت ، خون اين مسير را در 18 ثانيه طي ميکند.

25. آيا ميدانستيد كه 70 ٪ از كره زمين را اب فرا گرفته كه 98 ٪ از ان در درياها و اقيانوسها قرار دارد و قابل خوردن نيست از 2 ٪ درصد باقي مانده 1.6 ٪ ان يخهاي قطب جنوب را تشكيل ميدهد پس فقط ميماند 0.2 ٪ . به هر حال كلا حدود 1,260,000,000,000,000,000,000  ليتر اب بروي كره زمين وجود دارد كه اين مقدار در چرخه اب در گردش است.

26. آيا ميدانستي که مساحت درياچه اروميه شش هزار کليومتر مربع و عميق ترين جاي آن چهارده متر ميباشد

27. آ يا ميدانستي نعناع سسکه و تنگي نفس را شفا ميدهد .

28. آيا ميدانستيد كه  در حدود يك سوم سرطانهايي كه در نهايت منجر به مرگ مي‌شوند با آنچه كه مي‌خوريم در ارتباط هستند.

29. آيا ميدانستيد كه  بيش از 200 نوع ويروس شناخته شده است كه به دستگاه تنفسي فوقاني اثر گذاشته و باعث سرماخوردگي مي‌شوند.

30. آيا ميدانستيد  انسان هاي اوليه (ناندرتال ها  و اجداد اوليه انسان ها هر دو در يک زمان در اروپا مي زيسته اند .

31. آيا ميدانستيد كه وزن کره زمين چيزي در حدود :
     6,000,000,000,000,000,000,000,000
كيلوگرم است كه اين مقدار با استفاده از فرمول ( F = G * M1 * M2 / R2   بدست امده است.

32. محال است كه آرنج‌تان را بليسيد.

33. وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه مي‌كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي‌ايستد.

34. خوك‌ها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.

35. وقتي كه به شدت عطسه مي‌كنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.

36. تنها غذايي كه فاسد نمي‌شود، عسل است.

37. كروكوديل نمي‌تواند زبانش را به بيرون دراز كند.

38. حلزون مي‌تواند سه سال بخوابد.

39. مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط مي‌كند.

40. قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر  خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.

41. موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا مي‌كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.

42. در يك سانتي متر پوست شما دوازده متر عصب و چهار متر رگ و مويرگ وجود دارد.

43. در تمام وجود شما بيش از يك مشت گچ «كلسيم» وجود دارد.

44. حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند

45. شن خيس از شن خشک سبکتر است.

46. در هر ميليمتر مكعب خون شما پنج مليون رعيت به نام گلبول قرمز وجود دارد.

47. اعصابي كه در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصله زمين تا ماه است

48. فک انسان ميتواند هنگام جويدن 200 پوند فشار وارد کند. در حالي که فک يک سوسمار ميتواند 2000 پوند فشار وارد کند!

49. چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.

50. آيا ميدانستيد عدد چهار در فرهنگ ژاپني نحس محسوب مي شود, درست مثل عدد
سيزده خودمان .دليل آن هم احتمالا اين است كه تلفظ آن در ژاپني درست شبيه
تلفظ واژه مرگ(shi   است. بهمين دليل هم در برخي هتلها اتاق شماره چهار وجود ندارد.

51. آيا ميدانستي که در هر شبانه روز تقريبا هيجده هزار ليتر خون در بدن به جريان انداخته ميشود و اين کار عظيم را قلب به تنهايي عهده دار است.

52. آيا ميدانستيد دکـتر حسابي مدتي در کـلاس درس آلبرت انـشتـين، حضور داشت و با فـيزيکـدانان برجسته اي چون شرودينگـر، بورن و انريکو فري هـمکاري و تبادل نظر داشت.

53. آيا ميدانستيد حدودا 3.7 تريليون ماهي در درياها و اقيانوسها زندگي ميكنند.

 

زیتون

زیتون
نحوه استفاده : به عنوان سالاد و جانشین غذا استفاده میگردد و خواص بسیار زیادی دارد که در زیر به آن اشاره خواهد شد :
خواص : زيتون Olive
نام علمی Olea europaea
گياه شناسي
زيتون درختچه اي است به ارتفاع تقريبا سه متر ولي هنگاميكه در شرايط مساعد پرورش مي يابد ارتفاع آن حدود 12متر و قطر تنه اش به 3 متر ميرسد .
چوب درخت زيتون بسيار سخت و مقاوم است . رنگ آن زرد است كه خطوطي قهوه اي رنگ در آن وجود دارد . از چوب زيتون براي تهيه اشياء چوبي ظريف استفاده مي شود . برگهاي آن سبز رنگ ، بيضوي و دراز و بوضع متقابل يكديگر بر روي ساقه قرار گرفته اند .
منشاء درخت زيتون احتمالا منطقه مديترانه بوده و از آنجا به نقاط ديگر دنيا راه يافته است .
زيتون معمولا در اوائل تابستان شروع به گل دادن مي كند و ميوه آن كم كم ظاهر مي شود . در اواخر تابستان ميوه آن به ثمر مي رسد . در اين هنگام زيتون سبز است و بتدريج تبديل به بنفش و قهوه اي و سپس سياه مي شود بطوريكه در اواخر پائيز كه موقع برداشت ميوه است رنگ آن بكلي تيره است .
خواص داروئي:
زيتون رسيده از نظر طب قديم ايران گرم و قابض است و ميوه نارس زيتون سرد و خشك است و روغن زيتون گرم و خشك است . برگ درخت زيتون نيز گرم و خشك مي باشد .
1)دم كرده برگ زيتون داروي خوبي براي پائين آوردن فشار خون مي باشد . بدين منظور بايد 20 عدد برگ زيتون را داخل 300 گرم آب ريخته و آنرا بمدت 15 دقيقه بجوشانيد . سپس كمي قند بآن اضافه كرده و بمقدر يك فنجان دوبار در روز از آن بنوشيد . بعد از دو هفته بايد بمدت 8 روز نوشيدن اين دم كرده را قطع كنيد و سپس ادامه دهيد .
2)روغن زيتون نرم كننده و صفرا بر است .
3)روغن زيتون دفع كننده سنگ كيسه صفرا است براي اين منظور بايد آنرا با آبليمو مصرف كرد .
4)روغن زيتون كرم كش است .
5)روغن زيتون براي رفع سرفه هاي خشك مفيد است .
6)براي رفع خارش گزيدگي حشرات ، روغن زيتون را به محل گزيدگي بماليد .
7)بدن بچه هايي را كه مبتلا به نرمي استخوان و كم خوني هستند با روغن زيتون ماساژ دهيد اثر مفيدي دارد
8)براي رفع خشکی لثه ، روغن زيتون را بر روي لثه بماليد .
9)براي برطرف كردن خراش و ترك پوست ، گليسيرين و روغن زيتون را بمقدر مساوي با هم مخلوط كرده و روي پوست بماليد .
10)دم كرده برگ درخت زيتون تب بر است .
11)جوشانده برگ درخت زيتون برطرف كننده نقرس و روماتيسم است .
12)براي سرباز كردن جوشها و كورك ها زيتون را له كرده و روي جوش يا كورك بماليد .
13)دم كرده و جوشانده پوست درخت زيتون تب بر و درمان كننده مالاريا است .
14)پماد ميوه نارس زيتون براي سوختگي مفيد است
15)جويدن برگ زيتون براي از بين بردن زخم هاي دهان مفيد است
16)براي رفع سستي فلج و لقوه و تقويت نيروي جنسي بايد 80 گرم روغن زيتون را با 14 گرم كندر و 16 گرم سياه دانه مخلوط كرده و بمدت سه روز از آن بخوريد
17)مصرف روغن زيتون از امراض قلبي و سرطان جلوگيري مي كند .
18)و بالاخره روغن زيتون بهترين روغن براي پخت و پز مي باشد زيرا در اثر حرارات خراب نمي شود.
منبع : کتب طب سنتی
توضیحات : روغن زيتون براي هيچ كس مضر نيست و همه افراد مي توانند از آن استفاده كنند فقط ميوه تازه و ياقوتي آن معده راسست مي كند و ممكن است توليد استفراغ